تبليغاتX
فرهنگ هنر دل نوشته ها

با سلام پس از اینکه ایملهای فراوانی از دوستان راجع به جنبش دانشجویی و باید چگونه در دانشگاه کار کنیم به دستم رسید تصمیم گرفتم که مقاله ای در مورد تجربیات خودم در اختیارتان قرار دهم.این مقاله که در اصل کتاب کوچکیست به شما کمک می کند تا بهتر وارد عمل شوید .فعلا چند عکس جالب از تجمعات دانشجویی ببینید تا بعدا کتاب را برایتان بگذارم تا با save آن  هم از خواندن تجربیات ما خنده تان بگیرد هم مثل ما درگیر مشکلات کرد بودن نشوید.

هیچ جنبشی بدون حضور زنان به هدفش نخواهد رسید چون آنها نیمی از جامعه هستند و از ما پسرها کمتر جوگیر می شوند.

جمله جالبی است من یکی خیلی حال کردم ولی دانشگاه مسجد یا حوضه علمیه هم نیست.

موضع مشخص به این می گویند.راستی از حمایت های آقای کرمانج رزمان کمال تشکر را دارم امیدوارم به زودی به دیدارهم نایل شویم

دوستدار شما کاوه

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:49 توسط علی قلیچ زاده |

 

با سلام دوستان زیادی از طریق پیام کوتاه  در مورد مراسم جعفر قلی سوال نموده اند که باید بگویم گویا مراسم لغو شده است ولی مردم می توانند به انجا بروند به نظر من حال که این بزدل ها عرضه برگزاری مراسم را ندارند ما خود دست به کار شویم لااقل یک روز در دل طبیعت گرد هم جمع می شویم هم فال هم تماشا مراسم را ما بین ۲۵ تا ۳۰ اردیبهشت برگزار خواهیم کرد کار خاصی نمی کنیم فقط در یک ساعت و روز معین همه با هم به محل برگزاری مراسم خواهیم رفت شما می توانید با ارسال نظرات خود و درج آنها در یک اطلاعیه نهایی مراسم را برگزار کنیم دوستان همشهریان هم زبانان دشمنان قسم خورده نا آگاه من اگر به جای تهدید و تخریب جناح های یکدیگر با هم متحد نشویم زحمات ۳۰ ساله ما به باد خواهد رفت مثلا به جای تهدید من به مرگ در محل دفتر نشریه ارمغان و توهین و افترا در مقابل دیگر کارمندان آنجا در روز ۱۹ اردیبهشت در شهر بجنورد بیاید این گردهمایی را برگزار کنیم  من به همرا دیگر دوستان از همه جناحها از جمله کادرهای پژاک و هواداران پ ک ک و سوسیال دمکراتها به رهبری دکتر شکفته و دانشجویان سوسیالیست می خواهم که تا پایان مراسم جعفر قلی اعلام یک آتش بس کنیم تا مراسم را به هر وسیله ای که شده برگزار کنیم آنگاه دوباره وقت خواهیم داشت تا یکدیگر را عامل جمهوری اسلامی معرفی کنیم به وضعیت شغلی و مالی هم ضربه بزنیم  و برویم در مشهد ادعا کنیم که کاوه به آپو فحاشی کرده است که من نمی دانم این موضوع چه نفعی به حال ما دارد ولی خوب در نوع خود جالب است که حالا آن همه دشمنی کافی نبود که از چنین ابزاری استفاده می کنند از بیانات دوست شاعرمان در شیروان بی خیال نظرات خود را برایم با میل یا افلاین یا با درج نظر در این پایگاه اطلاع رسانی   و یا با شماره همراهم  به من اطلاع دهیدتا تصمیمی جدی برای مراسم بگیریم این مراسم ارث پدری کسی نیست همه باید در آن سهیم باشند حتی اگر مخالف هم باشیم  

دوستدار همیشگی شما کاوه

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 15:18 توسط علی قلیچ زاده |

با سلام در این روزها درحالی که شدیدا نا امید شده بودم  گوشی تلفن برداشتم ومکالمه ای کوتاه با کسی که خیلی برام عزیزه داشتم و منو به زندگی امیدوار کرد چند تا طنز و مقاله جدید دارم که به زودی واستون  می ذارم تو وبلاگ حالش ببرید من اوضاعم بد نیست ولی این روزا خیلی درمورد آینده دودل شدم شاید دارم شروع دوباره ای رو تجربه می کنم به هر حال از این که پا به پای مطالب من اومدید ممنونم و از نظرات شما که راهنما من بوده کمال تشکر رو دارم و از داشتن دوستانی مثل شما خیلی احساس خوبی دارم خوش و سلامت باشید تا بعد.

دوستدار شما کاوه

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:1 توسط علی قلیچ زاده |

در حالی که اینجا مشکلاتی همچون ورود نفوذیها و عدم اتحاد و خودفروشی رهبران به اصطلاح فرهنگی بر روی هم تلمبار شده است اخبار جدیدی از مذاکرات پشت پرده این دوستان با جناح مذهبیون به گوش می رسد پس اگر شما چپ هستید و طرفدار حزب کارگران کردستان پس این اداها چیست و جالب آنکه عملا مثاله حقوق زنان را به باد انتقاد می گیرند و جالب تر آنکه چند تن از مافیای مواد مخدر در اینجا پشتیبان این حزب شده اند که مایه تاسف و سرشکستگی است من از کنگره گه ل می خواهم ضمن رسیدگی به این موضوع و ابعاد آن باید موضع خود را در مورد اشخاص وابسته به دولت از جمله اسماعیل حسین پور روشن و صریح اعلام نماید از کی تا حالا حزب کارگران کردستان با اطلاعات ایران دمخور می شود که ما بی خبریم و از کی تا حالا این حزب مذهبیان را به جمع خود راه می دهد که ما باز هم از آن       بی خبریم از کی تا حالا اینان جز جناح اصلاح طلبان  شده اند که در ستاد دکتر عزیزی با اصولگرایان متحد می شوند که البته سگ زرد برادر شغال است وقتی اینان با پخ کردن اداره بی اهمیتی مثل اطلاعات شیروان و یا فرضا بجنورد به دست پا می افتند چطور می خواهند از منافع مردم خود در برابر دولت مرکزی حمایت کنند وقتی مقاله نویس ما حمید نجف زاده باشد وقتی آپو در دره گز حامی مالی شود وقتی مذهبیونی مثل اسماعیل حسین پور رهبر چپگرایان در اینجا شود خوب معلوم است که وضعیت بهتر از این نمی شود و فقط هدف حفظ میز ریاست به هر وسیله ای است حتی با خسارت زدن به انجمن جیکسا و معامله با رژیم بر سر ما و دهها دسته گل دیگر....... و جالب آنکه عزیز الله رفعت کارگردان ما شود  و حزب ما حزب کانی شود که احمقانه ترین شکل ایدئولوژی و حرکت حزبی را به نمایش گذاشت وقتی                  آقای جواد علی نیا خود را هوادار سر سخت پ ک ک می خواند و با تخریب دیگر فعالان و هوچی گری میتینگ های ما را به هم می زند دیگر واقعا به خودمان امیدوار می شوم .تا  پستی دیگر بدرود

شماره تماس جهت گفتگو :۰۹۳۵۷۹۷۶۱۴۶

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:32 توسط علی قلیچ زاده |

این کمپین در حال جمع آوری امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان است من در اسفند ماه سال قبل عضو کمپین شدم و پس از گذراندن کارگاه آموزشی آن الان با دیگر دوستان در حال جمع آوری امضا هستیم دوستان  می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت

 http://www.we-change.org/ مراجعه نمایند مسئول کمپین در کردستان خراسان من هستم .

 جهت همکاری می توانید با شماره ۰۹۳۵۷۹۷۶۱۴۶ و یا با ایمیل :kaveh_ghelich@yahoo.com   با من و بقیه دوستان تماس بگیرید تا جزوات و اطلاعات تکمیلی و در صورت نزدیکی به شیروان کلاس آموزشی برای شما برگزار شود. متا سفانه از زمان استقرار کردهای خراسان در شهرها منظور مهاجرت بیشتر از روستاها به شهرها و از شکل عشایری به شکل شهرنشینی مساله حقوق زنان برعکس شد و به علت همجواری کردها با ترکها و فارسها اخلاقیات کردها در مورد احترام به حقوق زن و احترام به انتخاب همسر توسط دختران سیر برعکسی طی کرد و دختران عشایر که زودتر از ۲۳ یا ۲۴ سال ازدواج نمی کردند و به علت همجواری با دیگر نژادها تحت تاثیر مذهب این حقوق که به طور سنتی در میان قبایل کردها مورد احترام بود تا حدودی از میان رفته است پس این وظیفه ماست که چیزی که فارسها تازه به آن می رسند را ما دوباره احیا کنیم. در مقالات بعدی بیشتر در این مورد صحبت خواهیم کرد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:12 توسط علی قلیچ زاده |

و این یکی:

نمونه ای از رفعت اسلامی:

مشکل از مردان هرزه ماست چرا با زنان برخورد می کنید.

و حالا تاریخ دروغ شما را رو می کند.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:10 توسط علی قلیچ زاده |

بخشی علی بابا رستمی امروز ۱۵ اردیبهشت درگذشت در حالی که هیچکدام ار مدعیان کرد بودن از جمله امثال اسماعیل حسین پور و دارو دسته اش در مراسم شرکت نداشتند چون بخشی مراسم بزرگی نداشت که حضرات در آنجا سخنرانی کنند زین همرهان سست عناصر دلم گرفت بخشی از میان ما رفت تا بیش از این از خفت خواری دنیا را نکشد و شاهد آدم فروشی این مدعیان نباشد.

باران امشب غم مرا تسکین ده                           بغضم امشب هوای باریدن دارد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:31 توسط علی قلیچ زاده |

 

تقدیم به نصرالله بهادرانی چه گوارای ملت کرد در کردستان خراسان کسی که بانگ اسلحه اش به وسیله خودفروشان هم زبان با غذای سمی خفه شد و لوجلی قتلگاه این مرد بزرگ و یارانش شد سپس جسدش را به ماشینی بسته و در سال ۶۳ در شیروان در انظار عمومی گرداندند و  این آخرین باری بود که کسی بانگ اسلحه کردهای خراسان را به گوش شنید من باید بروم گویی صدایی شنیدم اسب تازان مرا می خواند مادر اسلحه ام کجاست؟

 مرا

" آنهایی که جسد او را از بین بردند تا او به صورت یک سمبل در نیاید، کسانی که به دستور اربابان امپریالیست خود نمی خواستند هیچ اثری از او باقی بماند، اکنون دریافته اند که گرچه جسدی وجود ندارد، با این حال یک دشمن مهیب امپریالیسم، یک سمبل، یک قدرت و یک حضور دائمی وجود دارد که نمی توان آن را از بین برد. امروز احترام به " چه " سالی یک بار یا هر پنج سال یا ده یا پانزده یا بیست سال یک بار صورت نمی گیرد. ادای احترام به " چه " هر سال، هر ماه، هر روز و در همه جا صورت می گیرد، در کارخانه، در مدرسه، پادگان های نظامی، منازل و در بین کودکان و پیشگامان همواره از او ستایش می شود و این جمله همواره از سوی پیشگامان تکرار می شود که : پیشگامان کمونیسم، ما همچون " چه " خواهیم بود. "

( فیدل کاسترو )

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:32 توسط علی قلیچ زاده |

و اینک من کردم

در هر کجا که باشم مسلمان یا مسیحی یا ایزدی

سنی باشم یا شیعه مرتضی علی

کرمانجی یا سورانی یا گورانی تکلم کنم

زادگاهم مریوان یا ماکو یا اسکندرون و یا شیروان باشد

در شناسنامه ام ایرانی یا عرب یا ترک باشم

ولی من از دیروز تا فرداها یک کردم

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:3 توسط علی قلیچ زاده |

همسر هیوا بوتیمار

گیرم مرا در نزد خلق کوچک کنی در چشم همگان جاشم کنی

مرا هر لحظه به زندان کنی زکنار لیلیم جدا کنی

آخر که چه

کودکم را در شکم مادرش یتیم کنی               خواهرم را به زیر سلابه کشی

پدر پیرم را زیر داغ فرزندان کمرشکن کنی

آخر که چه

حسرت دیدار لیلیم را به گور ببرم             مادرم را در حسرت دیدارم بمیرانی

زیر بار غم عزیزانم در زندان خمیده شوم           خانه ام را در آتش کینه ات بسوزانی

آخر که چه

ولی این را بدان من هنوزم کردم

و بعد از من فرزندم نیز یک کرد است

وباز اوست که به تو می گوید

آخر که چه

تقدیم به هیرو دانش همسر  هیوا بوتیمار 

              

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:3 توسط علی قلیچ زاده |