تبليغاتX
فرهنگ هنر دل نوشته ها

در مقاله قبلی راجع به وضعیت کردهای خراسان و فعالان فرهنگی آن صحبت کردیم و حالا می خواهم راجع به هوچیان  برای شما صحبت کنم هوچیان کسانی هستند که می خواهند به وسیله سروصدا و هو کردن و شانتاژو لمپن بازی کار خود را جلو ببرند و حالا یکی از خاطراتم را در این زمینه برایتان بازگو می کنم:

زمستان امسال در شبی سرد به ستاد آقای مصافی کاندید کرد شیروان رفتم تازه رسیده بودم که سر وصدایی بلند شد و پس از اینکه پیگیر موضوع شدم یکی از افرادم جریان را برایم تعریف کرد و موضوع از این قرار بود:

چند تن از افرادم در آنجا نشسته بودند و راجع به وضعیت نابسامان علی بابا رستمی بحث می کردند چون قصد داشتند با هماهنگی کمیته مرکزی انجمن در حد توان انجمن به بخشی کمک کنند که آقای نجف زاده  یکی از فداییان جناح اسماعیل حسین پور  برنتابیدند و این چنین نطق کردند:من برای بخشی فلان کار را کردم و فلان نامه را به کمیته امداد نوشتم و همچنین مقاله ای در مورد بخشی در فلان مجله چاپ کرده ام و در این حال یکی از دوستان جواب آقای نجف زاده را این چنین دادند اولا شما بگویید که از جیب خود چقدر خرج کرده اید و همچنین بخشی به معروف شدن احتیاجی ندارد و الان باید به بخشی کمک کنیم تا کرد بودن و از آن مهمتر انسان بودنمان را ثابت کنیم در این هنگام آقای نجف زاده تحمل نکردند و به نزد ارباب خود رفتند و گفتند :اینها دارند حرف سیاسی می زنند؟!!!!!!!!!!!!و حالا ببینیم آقای نجف زاده چطور مقاله نویس شدند؟

آقای ابراهیمی دوست نزدیک من هستند واین موضوع را این چنین برایم تعریف کردند:

من قصد داشتم مقاله ای راجع به بخشی در هفته نامه فکر کنم ارمغان( یا یکی از مجلات بجنورد بود) بنویسم که چون منزل بخشی را بلد نبودم یکی از دوستان آقای نجف زاده را با من همرا کردند تا خانه بخشی را به من نشان دهند و هنگامی که به خانه بخشی رسیدیم وی از اول آیه یاس می خواند و می گفت این کار چه فایده ای دارد به چه دردی می خورد و از اول تا به آخر فقط پوزخند زدند و هزار مزخرف دیگر بر زبان آوردند من مقاله اصلی و گفته های مدیر مسئول را برای مدرک در صورت امکان در وبلاگم درج می کنم و حالا به این نتیجه رسیدیم که آقای نجف زاده با چه خون و دلی این مقاله را نوشته اند؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!! و این چنین آقای نجف زاده فعال فرهنگی کرد شدند امیدوارم دوستان نظرات و مقالات خود را برایم بفرستند در مقالات بعدی از دسته گلهای جناح آقای حسین پور و این فعالان کرد برایتان بیشتر خواهم نوشت و بلانسبت در مورد راه حل ها بیشتر بحث خواهیم کرد 09357976146 برای تماس فوری و همچنین برای پیام های کوتاه موفق باشید.  

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 19:13 توسط علی قلیچ زاده |

بالاخره انجمن فرهنگی مدنی کردهای خراسان تدریس به زبان مادری را آغاز کرد که ما به نمایندگی از طرف دانشجویان سوسیالیست کردستان خراسان ضمن تایید این عمل از همه اقشار در منطقه می خواهیم که با مراجعه و مطالعه این جزوات درwww.cskk.org

لذت خواندن و نوشتن به زبان مادری را تجربه کنند من قبلا چند دفعه با جناب آقای دکتر شکفته زمانی که در سلیمانیه بودم هم صحبت شدم و با وجود تفاوت ایدئولوژیم با ایشان حرکت و راه ایشان را تایید کردم و در آن موقع هر کاری که از دستم بر آمد دریغ نکردم و حال سخن ما.... در طول اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم تدریس به زبان مادری ممنوع شد ولی کسانی که عاشق ملت و زبان خود بودند در زیرزمینها و خانه های مخفی به تدریس پرداختند آیا اوضاع ما در کردستان خراسان اینقدر وخیم و بحرانی است؟؟ خیر بلکه این مشکل از رهبران به اصطلاح فرهنگی بزدل ما در اینجا است که از سویی در مجالس عروسی میکرفون به دست شعر کردی می خوانند و از سوی دیگر سر در آخور حکومت می کنند در جریان انتخابات مجلس در گرد یک کاندید کرد جمع شدند که پس از ردصلاحیت وی این یاران کردزبان به یک باره تغییر نژاد و زبان داده وهمچنین از اصلاح طلب به اصول گرا تبدیل شدند و در کنار یک کاندید ترک جای نرم و گرمی یافتند  ننگتان باد که از گرده ملت کرد برای رسیدن به مقاصد خود با نام آنها بالا می روید که به نظر این بنده سرا پا تقصیر اینان فاحشه سیاسی هستند که هر کجا گرمتر باشد آنجا منزل می کنند امیدوارم که طرفداران پ ک ک در خراسان چشمان خود را باز کنند که طرف صحبت و مباحثه ما در اینجا دولت جمهوری اسلامی است و نه دولت ترکیه اگر مرد میدانی در اینجا جواب مدعی را بده و نه در قندیل وآن هم به دولت ترکیه ما در اینجا ۲ میلیون کرد هستیم و برگشت به کردستان منتفی است اینجا وطن ماست کردستان خراسان ملک پدری کسی نیست و ما هم می توانیم در اینجا فعالیت کنیم در طول ۲ سال که از فعالیت ما در اینجا می گذرد این دوستان ضرباتی مهلک تر از دشمن بر ما وارد ساخته اند که عبارتست از توهین و فحاشی در مجالس  حتی مجالس ختم مردم و همچنین در سایت های کردی و وبلاگ های خودم به طور مثال( 

شمااجیر شده هستید مردم  شما را می شناسند با شرافت زندگی کنید.بازی بس است. لقمه ی حلال کردها ی بدبخت از گلوی شما بی دردان فرصت طلب پایین نخواهدامد.خداوند به شما عقل وشرف عطا کند.) وافترا به اعضای کمیته مرکزی وبر هم زدن جلسات عمومی و میتینگ ها و حتی اعزام نماینده به دانشگاهها از جمله دانشگاه فردوسی در جهت تخریب ما که نماینده ایشان پس از شروع به توهین به ما با اعتراض دیگر دانشجویان وادار به عذرخواهی شدد و همچنین خسارت مالی به انجمن به وسیله بر هم زدن معاملات و قراردادهای اقتصادی انجمن و این در حالی است که این دوستان ما را به دروغگویی متهم می کنند و می گویند شما هیچ کاری نکردید و جالب است هم دست ما را خالی می کنند هم می گویند لنگش کن  خواهشمندیم ترس خود را در پشت مخالفت و تخریب انجمن مخفی نکنید شما که این همه ابزارهای تبلیغاتی و مالی در اختیار داشتید چه کردید؟ من خود زمانی در دانشگاه برای آزادی آپو علنا امضا جمع می کردم که فقط هدف آزادی انسانی از زندان بود ولی اینان ادعای چیزی را می کنند که اگر اپو ازاد بود این روش را قبول نمی کردآخرین دست گل ایشان همکاری با رژیم برای تعطیلی  کشاندن تنها هفته نامه ای بود که راجع به کردها می نوشت که تیرشان به سنگ خورد به هر حال ما از افکار نو استقبال می کنیم شماره تماس من ۰۹۳۵۷۹۷۶۱۴۶ است و ۲۴ ساعته روشن است و به نظر ما تنها امید ما در اینجا جنبش دانشجویی است که بر خلاف آقای خاکشور رییس موسسه کرمانج که ادعا می کند پای دانشجویان را از موسسه کرمانج بریده است من به ارتباط خودم با آنها افتخار می کنم به خصوص دانشجویان کرد شمال خراسان در دانشگاه تهران امیدوارم روزی پرده ها کنار روند و ما همه در یک رود باشیم هر چند از جویبارهای مختلفی باشیم.

حال زبان مادری ما:

شايد بسياری از خوانندگان عزيز بالاخص فارسی زبان گرامی ندانند و یا آگاهی نداشته باشند که ملت کرد نيز برای خود دارای ادبياتی است که از نظر قدمت و وسعت دامنه یکی ازغنی‌ترین و کهن‌ترین زبانهاست. اگرچه زبان و ادبیات کوردی از نظر نوشتاری هنوز نوپا و قوام نایافته است، به هر حال زبان کوردی حال ملتی آواره و ستمديده است.

 با توجه به وضع اجتماعی خاصی که اين ملت دارد، بواسطه پراکندگی و با نداشتن هيچ گونه آزادی سياسی و فرهنگی، که تنها زمينه مساعد برای رشد و پرورش ادب و فرهنگ و هنر هر ملتی محسوب می شود، می توان گفت که زبان و ادبیات کوردی در حد خود بالنده و زيبا است و از هر جهت در خور توجه و امعان نظر است.

ما از مسئولین حاکم بر ایران می‌خواهیم که زبان کوردی نیز همچون زبان انگلیسی و یا عربی در کنار زبان فارسی در مدارس ایران ( در مناطق کورد نشین ) آموزش داده شود. اتحاد ملی و انسجام ملیتهای داخل ایران زمانی برقرار می‌شود که به فرهنگ و زبان آنها احترام گذاشته شود، و برقراری آموزش زبان کوردی در مدارس شمال خراسان خود گامی است در این راستا. 
 
انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان برای جلوگیری از استحاله، آسیمیلاسیون و هضم زبان کوردی سلسله دروسی را در ارتباط  با دستور زبان و ادبیات کوردی از طریق این سایت در اختیار دانش‌آموزان، دانشجویان، و خوانندگان گرامی قرار می‌دهد.
  
در ابتدا الفبای زبان کوردی را در این بخش ارائه می‌دهیم، و در بخشهای آینده به تفسیر دستور زبان و ادبیات کوردی  مورد بحث قرار می‌گیرد. امیدواریم که در خصوص حفظ زبان، ادبیات و فرهنگ کوردی قدم مثبتی باشد. از کلیه کارشناسان و متخصصین امر در صورت تمایل دعوت به همکاری می‌شود. 


الفبای کوردی، با حروف لاتینی  -  Alfabê ya kurdî 


الفبای کوردی دارای 31 حرف است. حروف صدادار 8 تا و حروف صامت 23 تا می‌باشند.
 

a
b c ç d e ê f g h i î j k L m
  آ  ب  ج  چ  د   اَ  ئێـ  ف  گ  ح   اِ  یی  ژ  ک  ل  م


n o p q r s ş
t
u
û
v
w
x
y
z
 ن  ئۆ  پ  ق  ر  س  ش  ت  و  وو  ڤ  ـو  خ  ى  ز




حروف صدادار در الفبای کوردی از قرار ذیل می‌باشند: 

  a ، e ، ê ، i ، î ، o ، u ، û


در اینجا کلماتی را بعنوان نمونه در ارتباط  با هر یک از حروف الفبا ذکر کرده‌ایم، تا یاد‌گیری حروف الفبای کردی، چه از نظر نوشتاری و هم از نظر فنوتیک (صدای حروف) کاملأ واضح و شفاف گردد.

 

Av - Agir - Çiya – Mîvan  
                                             
( آب - آتش - کوه - مهمان )
 
Beran - Bizin – Bav - Bihar
(قوچ - بز - پدر -  بهار)
 

Cacim - Fincan – Canîk

(جاجم - فنجان - کره ‌اسب)

 çar - Çûçik – kemançe

(چهار - گنجشک - کمانچه)
 
Dar - Dîk – Radiyo

(درخت - خروس - رادیو)
 
Ker - Şeş – Ewr

(الاغ - شش - ابر)
 

Êvar - Pênc – Rê

(غروب - پنج - رهرو)
 

Filçe - Heft – Tilifûn

(فلچه - هفت - تلفن)
 
Goşt - Gêrmî – Golik

(گوشت - آش - گوساله)
 
Honer - Hirmî - Hîv - Havîn

(هنر - گلابی - ماه - تابستان)
 

Birîn -  Gizêr - jin

(زخم - هویچ - زن)
 

Taksî - Dîk - Dîwar

(تاکسی - خروس - دیوار)

jin - jûjî - Qijik - Ro
j

(زن - جوجه تیغی - کلاغ سیاه و سفید - آفتاب)
 

Ker - Kûsî – Kewçî

(خر - لاک پشت - قاشق)
 

L -Lîmû -Leklek

(فیل - لیمو - لک لک)
 

Mişk - Masî - Mêş - Mûzîk

(موش - ماهی - مگس - موسیقی)
 

Nan - Mange - Nînik

(نان - ماده گاو - ناخن)
 
Ordek - Otobûs - Gog

(اردک - اتوبوس - توپ)
 

Pîvaz - Pişik – Penîr - Payîz

(پیاز - گربه - پنیر - پاییز)
 
Qaz - beq qirik

(غاز - قورباغه - کلاغ)
 

Rovî - Mar  - Çar

(روباه - مار - چهار)
 

Saet - Sêv – Sîr

(ساعت - سیب - سیر)
 

Şêr -Şîr - Şûşe – Şeker

(شیر - شیرخوردن - بطری - شکر)
 

Texte - dest - Tût

(تخته - دست - توت)
 

Kêrgu - Guçik – Gul

(خرگوش - گنجشک - گل)
 

Dûr - Bilûr - Kûçî – Bûk

(دور - نی - سگ - عروس)
 

Çav - kevir – Deve

(چشم - سنگ - شتر)
 

Weris - Ewr – Dew

(ریسمان - ابر - بشقاب)
 


Xak - berx - Xiyar

(خاک - بره - خیار)
 
Radiyo- Meymûn - yêk
(رادیو - میمون - یک)
 
  Pez - Derzî -Xinzîr - Moz - Zivistan 

(گوسفند - سوزن - خوک - موز- زمستان)


در اینجا برای مفهوم شدن بکارگیری کلمات کوردی در جمله نویسی، چند جمله زیر بعنوان نمونه عرضه گردیده است:


çiya pir sarin

کوهها خیلی سرد هستند.


Daniyal şagirdek zîrek e

دانیال یک دانش‌آموز زیرکی است.


Rengê qelema min qehweyî ye 

رنگ قلم من قهوه‌ای است.

تهیه کننده: دکتر افراسیاب شکفته

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:34 توسط علی قلیچ زاده |

من علی قلیچ زاده فرزند یک کارگر هستم و افتخار می کنم در یک خانواده کارگری به دنیا آمده ام روز جهانی کارگر بر همه کارگران و پیکارگران راه احقاق حقوق کارگران و استقرار حکومت کارگری مبارک باد.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:31 توسط علی قلیچ زاده |

این روزها پس مقاومت دوستان در شمال خراسان ما همچنان به کار خود ادامه می دهیم ولی هنوز از مجمع نواندیش رفع منع فعالیت نشده است  ولی ما امیدواریم و خبر جدید اینکه دیروز برای تشکیل یک کارگاه داستان نویسی به اداره فرهنگ ارشاد مراجعه کردم که رییس این اداره آقای رحیمی گفتند که باید تمام کسانی که می خواهند در کلاس شرکت کنند باید نامه ای نوشته و به همراه اسم خود آن را امضا کنند که این گفته این جانب به عجایب ۷ گانه اضافه می شود ولی اگر از من بپرسی این فقط سناریوی برای بایکوت کردها و نامشان در شمال خراسان است به هر حال امیدوارم دوستان دلسرد نشوند و همچنان کرد باقی بمانند هرچند به اصطلاح بزرگان ما در اینجا در پشت میز شورای شهر شیروان خود را مخفی کرده اند و نه خود کاری می کنند و نه به ما اجازه می دهند که به فعالیت بپردازیم و جالب آنکه در ۱۰ ها مورد توطئه و ضربه به امور اقتصادی انجمن دست داشته اند و  ساکنان کره مریخ به آن می گویند آب به آسیاب دشمن ریختن ما همیشه صبور بوده ایم ولی اینبار دشنه دوستان واقعا عمیق فرو رفت ولی ۱۰۰ مورد از کمک های این حضرات در نزد ما محفوظ است که به علت جلوگیری از شکاف در صفوف خودمان از بازگو کردن آنها خودداری می کنیم.

 ما پیروزیم چون تکیه به قدرت مردم خود داریم.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:48 توسط علی قلیچ زاده |