دو کلمه از آربروسک چندوقتی است این نظریه فراعلمی واستثنایی به ذهن دانشمند، مان خطور کرده که نه تنها تحولات اقتصادی ،سیاسی از قانون به شدت اساسی (خلایق هرچه لایق) تبعیت می کندبلکه جریان آب وهوا وبالا وپایین شدنش هم بدجوری به این قالب گرفتار شده. خدای نکرده فکر نکنید این کشف حاصل تحقیقات دانشجویان دانش پژوی دانشگاههای ورم کرده از علم است که درعمرانلوهم فردا ،پس فردا جراحی قلب وپیوند مغز تدریس خواهند کرد بلکه حاصل بررسی ها ومداقه ژرف ونگاه شکافنده شخص شخیص خود این جانب است .همه چیز خاکشیر مزاجی ..... گاهی زمستان آنچنان بهار ی است که تابستانمان ،چشمه های چندین صد ساله را می کند سوراخ موش گاهی هم که زمستانمان هوس باریدن می کندچنان بی موقع است که رحمت آسمانی برمحصولات کاملا هویدا ست ،باران بهاری نمی بارد تا کشمش های مردم بروند روی تخت ،برف نمی بارد مگر شکوفه ها باز کرده باشد یعنی اینکه یا از خشکسالی بی محصولیم یا از بارش بی ربط ببارد ونبارد فاتحه .. با این وضع تازه حضرات دانشمندمان که انتظار فردا چشمان هوشیارشان را ورقلمبانده (با وجود ریزش قابل توجه )به هر حال این انتخابات را (ارتباط من توفیق)فهمیده اند (یا همان چهره به چهره)؟!!!! (جایی نگویید خودباهوشمان نیز نفهمیدیم یعنی چه ؟) بابت حرفهای بی ربط وبی معنی خیلی پاگیر بوده ایم اما به خدا این یکی از افاضات سخای این جانبمان نیست .از حق هم نباید گذشت چه کشتی خوبی بوده که کسی به دریا نیفتاده ،یا در تاریخ گیر کرده اند یا باکشتی به (هشتمین دوره به تحفه رفته اند)البته یادشان هم نرفته که برای اعتراض از هر سوء تعبیر وخطری اینها را حتما (قسمت خوبشان )بنامند .ماها چه حالی کردیم با این قسمت خوب.از آنها گرفته که به مهر شهر خودرا آباد می کنند(بترکد چشم کسی که خرابی می بیند )یا آنان برای بدست آوردن چیزها پولی نمی دهند تا با این فداکاری مجانی از خودمان ،همدرد با ما وجمع ما باشد آن هم موجی بدون آسودگی به این دلیل که هفت بار نماینده آقا داشتن خطا بوده .خدمتتان عرض شود درسفر اخیرمان در مریخ به مردمی برخوردیم که برخلاف ما زمینیها آنقدر ساده بودند که ضرب المثلی ساخته بودند به این مضمون:بی مایه فطیر است دور از محضرشما هاها.....به آنها ،نتیجه اش را هم دیده اند ومی بینند یا جناب مهندسی که فرمودند که ما نفهمیدیم هموار نمودن قیمت تمام شده محصولات کشاورزی ودامی با تورم واقعی یعنی چه ؟!خدا به دور دخیلتیم بانک مرکزی !این حرفها را جدی نگیری، ها....با تورم غیرواقعی وکنترل تحمیلی جناب شماسرویسیم بیست بیست.واقعی بشود آنچه هموار می شود قیمت تمام شده محصولات نخواهد بود. ما نفهمیدیم از خودمان چه می خواهیم گاهی آنقدر می باریم وبی ربط وبی جا که محصولمان با معنی ترین کلماتمان شوروحرارتمان شاهدش می شود شاسخین ! وگاهی هم چنان خشک وبی رطوبتیم که یکی نمی پرسد بابا جون عین اینکه هی می پری رویش وبه دوره های پیشرفت نگاه می کنی گردن ماست ،جواب آن کرده وناکرده هایت وحلواهایی که خورده ای بفرما بده ،درمورد اینکه فامیلتان هم حسن پردرآمد وموقعیت به مردم را اشغال می کند وتکیه برجای شما می زند حرف وزنیم عزیز جان بماندکه بقیه مان هم چشم عالم وآدم وهمسایه ها را کور کردیم وما هم عباسعلی دیگری اما بدون لباس به مجلس فرستادیم ند..
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:49 توسط علی قلیچ زاده
|

داشتم امروز خاطرات آخر سال را مرور می کردم وبه اتفاقاتی که در هفته های پایانی سال برسرشهرمان گذشت فکرمی کردم ولی خودمانیم عجب آخر سال عجیب وغریبی توی شهر داشتیم ازکنسرت تکنو ورقص ببخشید !!! حرکات موزون در مقابل ستاد یکی از نوادگان امیرکبیر تا بالون هوا کردن که یاد حسنی افتادم که بالای درخت کوچه رفته بود ومادرش مرتب داد می زد حسنک بیا پایین.... بگذریم وجالب تر وجالب تر جلسه انتخاباتی در صبح آخرین روز تبلیغات که به صرف کله پاچه وسیراب شیردان بود وای اینو یادم رفته بود وآن آمدن اهالی برره ویاور طغرل به شهرمان که کم مانده بود با آن تپانچه عهد عتیقش بالون حسنک را پایین بیاورد ویاد پرستو از طنز چارخونه افتادم که همه اهل شهر را گردخود جمع کرد وگفت :پخ!پخ! ومردم شهر رنگ به رخسار نداشتند از این هم بگذریم همشهریان عزیز ما بی امان وزورکی نهار وشام وچای وغیره مهمان سفره حضرات بودند وباز هم شگفتی دیگر که ساعت دوبعد از نیمه شب تلفن زنگ می زد وتازه می خواستم بگویم لیلی مگه نخوابیدی!! که صدای خشن ومردانه ای می گفت:من آقای فلانی هستم لطفا فردا به زبان خوش یا به زور برای مهمانی به ستاد من بیاید . وای عجب وضعی بود والبته خانوم ها هم به دفعات توسط آقایانشان دور زده شدند وبه بهانه جلسه ستاد بحران به شب نشینی های خودشان رفتند که البته این مورد توسط آقایان تازه داماد لو رفته است وقرارشده که برای حل مشکل این دسته از آقایان ستاد ها حتی بعد از انتخابات نیز باز باشند تا در اختیار آقایان بی جا ومکان قرارداده شود واز دیگر شگفتی ها قدم زدن عشاق در زیرباران کاغذ وعکس وپوستر وسی دی بود ودیگری تداخل صدای تریبون ها با یکدیگر بود که یکی داشت آهنگ سوزناکی زمزمه می کرد ودیگری آهنگی شاد وبندری که هردو صدا به صورت موسیقی رپ درآمده بود...... وحال خود قضاوت کنید شما بااین همه کارناوال وسیرک چرا همه اش گله می کنید که ما در زندگی شادی نداریم به هرحال امیدواریم حضرات دردوره های بعد نیز همچنان مردم مارا از این مواهب بهره مند سازند.
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 11:57 توسط علی قلیچ زاده
|
