حاج قربان نوای دوتار تو را می خواند
آه حاج قربان هم رفت و باز از سرچشمه عشقم دریایی بیکران خشکید.
حاج قربان برخیز دوتارت تو را می خواند . برخیز برای ما بخوان و بنواز, زیرا تو بودی که مرا لطفی دگر آموختی.
آه، مموستا حاج قربان سلیمانی نیز رفت. اما یادش نزد هر هنر دوستی گرامی است.
آه، همیشه همینطوره ما هیچ وقت قدر داشته هامون رو نمیدونیم.
که گفته است ساز تو حرام است، ساز تو عین مناجات است. آری ساز زدن و خواندن آدم را خسته نمی کند ساز را از آدم بگیرند و نتوانی بزنی و بخوانی سخت است. آن دختری که اهل فرانسه بود و تو را بابا بزرگ می نامید از فراقت چه کند. تو خود گفتی که: بخشی کسی ست که نوازنده باشد شاعر باشد خواننده باشد سازنده ی ساز باشد حکایت ها و داستان های مقام ها را خوب بداند بخشی باید نطاق باشد زمانی که داستان ها و حکایت ها را تعریف می کند شنونده محو شنیدن باشد . من هنوز محو تو ام .
من با سازم حرف می زنم. سازبه من می گوید؛ حالا بزن یا نزن. مثل پرنده است. نمی دانم او ساز من است یا من ساز او…وقتی ساز می زنم سیم هایش زنده می شود…کار عشق است. ساز به تو می گوید برخیز و بنواز.
صدای ساز حاج قربان خاموش شد… او و سازش از هم جدا نبودند. مثل رستم و رخش. چه کسی دیگر می تواند آن ساز را به صدا در آورد؟ علیرضا پسر حاجی قربان و یا حیدر نوه اش؟!
مهر می نویسد : ستون خیمه موسیقی خراسان فرو ریخت . من می گویم تا صدای سازش است او زنده است.
وبلاگ خراسان می نویسد : حاج قربان سليمانى فارابى زمان . حاج قربان مثل خودش بود و دگر هیچ.
آونگ می نویسد : گنجشک ها هم می گفتند حاج قربان بنواز! . من چه از آن گنجشک کم دارم!
رادیو زمانه می انگارد : حاج قربان سلیمانی درگذشت . نه نه حاج قربان را در قلب من پیدا کنید.
آزاد کوه نوشته است : از پنجه اش باران مي باريد ! . نی هر چه بود همه عشق بود.
+ مستند زخمه های عشق درباره حاج قربان سلیمانی
+ مختصری درباره مموستا حاج قربان سلیمانی خواننده و بخشی کرمانج و ترک
منبع:کرمانج و کرد









قول و فعل شما به همدیگر همخوانی ندارد.
شما فرموده اید که:”برخی دوستان هم یه چند وقتی است که بر علیه اقوام دیگر ایران زمین نظر می دهند. باید عرض کنیم که همه ما از یک سرزمین هستیم و هیچ یک برتر از دیگری نیست” و همچنین فرموده اید:”وثتی کسی محبوب قلب ها است در مرزها نگه داشته نمی شود”
اما در عمل «حاج قربان سلیمانی جهانی» را تا حد یک «ماموستای کرمانج» تقلیل داده اید.
تا اونجایی که من میدونم ماموستا به آخوندهای سنی استان کردستان میگویند
حاج قربان سلیمانی ترک بود و فکر نکنم احتیاج به تاکید بیشتر از این داشته باشد. حاج قربان سلیمانی(قربان بخشی) آنقدر بزرگ بود که مرزهای زبانی رو شکست و نه تنها به زبان اصلی ترکی میخواند و میسرود، بلکه به زبانهای کرمانجی و فارسی هم هنر نمایی میکرد()خیلی بهتر از کرمانجها و فارسها.
اگر قرار است جهانی فکر کنیم نباید بنویسید “مموستا حاج قربان سلیمانی خواننده و بخشی کرمانج و ترک”
چون با این حرف در عمل «حاج قربان سلیمانی(قربان بخشی) جهانی» را تا حد یک «ماموستای کرمانج» تقلیل داده ایم.
نگاهی به دسته بندی مطلب و تگهایی که بکار برده اید نشان میدهد که ترجیح میدهید حاج قربان سلیمانی به عنوان یک کرمانج معرفی شود:
“کرمانج, کرمانجی, بخشی, تار, حاج قربان سلیمانی, خراسان شمالی, دوتار, شمال خراسان
دسته بندیها : بزرگان کرد و کرمانج, خراسان شمالی, سازها و نوازندگان کرمانج و کرد, شعر و شاعران کورد و کرمانج, موسیقی کرمانجی”
به هر حال برای من فرقی نمیکند ترک باشد و یا کرمانج و یا فارس. یک مقام شاختایی(شاه اسماعیل ختایی) و یا نوایی(امیرعلیشیر نوایی) از حاج قربان مرا بس…