ابیاتی زیبا از استاد حسن روشان
به مادرم : که مادر کوهستان است و مادر صبوری و دلتنگی اش را در دوری من بغض می شود و ... این بار هم تو ماندی و این تک درخت پیر با مویه ی مردف غوکان آبگیر تنها تر از پرنده در ناگهان برف مثل درخت در شب تنهایی کویر تو مانده ای و حسرت شب های بی کسی تو مانده ای و غربت شب های دور و دیر گاهی به سمت جاده تو را خیره می کند این شیهه ها و قشقرق مادیان پیر اما دوباره زوزه باد است و دودلاخ پیچیده در صدای شغالان سردسیر این بار هم مسافرت آری نیامده است تو گریه می شوی که : " ای زن برو بمیر ..." دلتنگی ی تو را به لب چشمه می برد این کوزه ی سفالی در سوز زمهریر بر قامت نحیف تو هاشور می خورد شلاق بادهای گذرهای باد گیر یادش به خیر بازی گرگم به گله و ... هر روز را دویدن با تو از این مسیر تو گرگ می شدی و به دنبال بره ات هوهو کنان میان علف های آبگیر ... دیشب دوباره باز به خواب من آمدی با بوی نان تازه و آغوز و گرمسیر با چارق قدیمی و قنتوز هفت رنگ با شیلوار کردی و پیراهن حریر آغوش می گشایی و از خواب می پرم - پرواز ناگهان کلاغ و صدای تیر - لعنت به سرنوشت که ما را چنین نوشت ! نفرین به روزگار پر از کینه و حقیر ! یک روز باز سر زده از راه می رسم - یک روز مثل هر روز ، یک روز نا گزیر - ** ** مادر سلام ... آمده ام با تفنگ پر مادر سلام ... آمدم ... اما چه قدر دیر ... --------------------------------- قنتوز : در زبان کرمانجی ، گلوله ای نخی و رنگارنگ برای تزئین شیلوار : نوعی پوشش زنان کرمانج 


+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 15:58 توسط علی قلیچ زاده
|

موسيقي های محلی يكي از مهمترين سرمايه هاي فرهنگي هر منطقه به شمار مي رود، و در شمال خراسان اين موضوع را مي توان بوضوح ديد.

قوشمه كه در شمال خراسان گاهي آنرا (( قوسمه )) هم مي گويند از دو ني به طول 20 سانتيمتر كه در كنار هم چسبيده اند تشكيل شده. البته کوردهای خراسان بلااخص نی نوازان حرفه ای در روستاها و در بین عشایر بجای آلت چوبی نی از استخوان قلم پاهای پرندهء شاهین استفاده می کنند. از نظر موسيقیایی اين ساز داراي يك اكتاو كامل است و مي تواند هفت نت اصلي را بنوازد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 19:16 توسط علی قلیچ زاده
|
