يادت باشه گاهي وقت ها مثلا آخر شب ها که مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست اون وقته که چشمم دنبال چشاي قشنگت ميگرده که با هر نگاه کلي انرژي ازشون دريافت ميکنم...دستام دنبال دست هاي مهربونت ميگرده تا بدونه هستي...هميشه ميموني خودت ميدوني که اين واژه ها نميتونن اون چيزي رو که تو عمق وجودمه ابراز کنن وقتي ميخوام از تو بنويسم نه تنها واژه ها در مقابلت کم ميارن حتي به احترام حضور سبزت در مقابلت سر تعظيم فرود ميارن علی
که يکم اون ور تر مي تپه براي تو......
يادت باشه فقط تو بودي که تونستي وارد قلبم بشي بدون اينکه قفلشو بشکني...
يادت باشه من شب ها حتي تو رويا هام با تو حرف ميزنم تويي که يادت وخيالت هم آرامش بخشه...
هيچ ميدوني موقعي که يکم ازم دور ميشي چقدر غصه دار ميشم؟
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20:52 توسط علی قلیچ زاده
|

و ناو وای ژور به نام او که ناظر بر اعمال ماست قبایل کرد و فرش های کردی در استان خراسان واقع در ایران قبایل کرد در مناطق مختلفی از ایران زندگی می کنند و از بزرگترین و قدیمی ترین قبایل ایرانی آریایی تبار هستند که در قوم مات که در کوهستانهای غرب مستقر بودند و هم اینک بخشی از ایران است ریشه دارد آنها چندین قرن با شوکت ورفاه بخاطر دفاع از سرزمین مادریشان زندگی کردند و هرگز در مسیرشان و آرمانشان دچار سستی نشدند آنها بازماندگانی با پیش زمینه فرهنگی غنی هستند که در تاریخ به ثبت رسیده است و سنتها و شیوه زندگی آنها تا به امروز به وسیله نسل های جوانتر ادامه داشته است امروزه تعداد زیادی از کردها در دهکده های کوچک زندگی می کنند و به اموری همچون پرورش چهارپایان و کشاورزی می پردازند محصول عمده آنها فرشهای دست باف ظریف است کردها به زبان کردی صحبت می کنند زبانی که در غرب ایران بدان تکلم می شود در اواسط دهه
کردهای ایرانی و محاجرت تاریخی شان به استان خراسان واقع در ایران
قبایل کرد در طی سلسله صفویه و به دلایل کاملاً سیاسی به سوی منطقه خراسان حرکت کردند کردها به وسیله کار طبیعی و معمولشان که همان عقب راندن متجاوزان از جایی که متعلق به خودشان بود مردمانی خاک پرست ( شوونیست) معرفی شده بود در نتیجه سیاست شاه صفوی به وسیله استفاده از کردها در مناطق مرزی برای حفظ تمامیت ارضی کشور و مصمون ماندن قلمرو ایران از تجزیه شدن کامل شد.
کردهای در بجنورد شهری کرد نشین در شمال خراسان
بجنورد در شمال استان خراسان در شمال شرقی ایران واقع است
. بجنورد منطقه ای به وسعت 114/ 935 که متر مربع را پوشانده است و یک گذرگاه اصلی برای ارتباط با استانهای شمالی ایران است و فاصله آن از مرکز استان 244 کیلومتر است شهر بجنورد از شمال با کشور ترکمنستان هم مرز است و دارای1/971 کیلومتر مرز مشترک با این کشور است همچنین از شرق به شیروان و از غرب به استان گلستان و از جنوب به اسفراین و جاجرم محدود شده است براساس یافته های باستان شناسان و مدارک تاریخی قدمت این شهر به بیش از 500 سال پیش برمی گردد.
فرش های دست بافت کردهای عشایر در بجنورد
فرش های دست بافت در دهکده های اطراف بجنورد که عبارتند از جرگلان ، مانه و سملقان بافته می شود و اغلب در قالب فرشهای ترکمنی هستند که گاهی به طور یک دست طرحهای ترکمنی را می توان در این فرشهای دید در ادامه باید گفت که بافته ها متقارن هستند که مانند بافته های نوع ترکمنی قابل شناسی هستند. دار قالی برای بافتن فرش مورد استفاده قرار می گیرد که در حالت افقی مستقر می شود و برای قبایل عشایر بسیار مناسب است یک دار قالی بسیار ساده است و زمانی که عشایر به سمت دیگر مناطق حرکت می کنند که شیوه زندگی آنهاست دار قالی به آسانی جدا و سرهم می شود .

ابزار بافت فرش در بجنورد
قالیبافان در این منطقه از دافه، قیچی و قلابگیر برای بافتن فرش استفاده می کنند هر چند بافتن گلیم و فرشهای دایره ای ابزار مخصوص به خود را دارد و فقط از دافه استفاده می شود . در دار قالی برای بافتن فرش از تار و پود استفاده می شود که معمولاً به وسیله دوک هفت بار از نخهای پشمی به تابیده می شوند . نخهای تابیده شده پشمی به دو روش شیمیایی و گیاهی رنگ می شوند اگر چه امروزه بیشتر به صورت گیاهی رنگرزی می شود .
ابعاد و اندازه فرشها
اندازه و ابعاد فرشها بر اساس سیستم متری در این منطقه اندازه گیری می شود و اندازه ها از این قرار هستند
.1/00m × 1/00m, 0/60× 1/00m , 0/80× 1/00m ,1/00 × 1/80m ,0/70× 2/00m ,1/20×2/20
در ادامه ابعاد فرشها باید گفت که رنگهای وجود دارد که از دیگر رنگها بیشتر قابل توجه هستند که عبارتند از
: قرمز 35% - آبی تیره 35% - سفید و زرد و آبی و سبز 30% ، فرشهای دست بافت بجنورد را می توان این چنین طبقه بندی کرد فرش های کوچک کردی از جمله سفره های چهارگوش (که معمولاً از ابریشم بافته می شود و برای پوشاندن میز شام از آنها استفاده می شود) زانوبند (که اغلب از ابریشم بافته می شود) قالیچه ، پادری ، سجاده ، پشتی ، ساکهای عشایری ، گلیم های چهارگوش و کیف .
فرش های دست بافت کردهای عشایر در قوچان
قوچان منطقه ای به وسعت
849/533 کیلومتر مربع را در بر گرفته است و در استان خراسان واقع در شمال شرقی ایران قرار دارد و از سمت شمال در حول و حوش شهر دره گز است و از جنوب به نیشابور ، اسفراین و از غرب به شیروان و از شرق به مشهد محدود شده است قوچان همچنین با کشور ترکمنستان هم مرز است قوچان با این کشور همسایه از سمت شمال 75 کیلومتر مرز مشترک دارد بر اساس پژوهشهای باستان شناسی که در قوچان و حومه شهر انجام گرفته به علت اینکه رود اترک از ارتفاعات کوه های هزار مسجد نزدیک شهر سرچشمه می گیرد و در گذشته مکانی مناسب برای کشت ذرت بوده است و دارای اقلیم و آب و هوایی مناسب بوده است درنتیجه یک محیط کامل و ایده آل برای توسعه در آغاز شهرنشینی بوده است که تاریخ آن به قبل از میلاد مسیح باز می گردد. در گذشته این شهر را آساک یا آشاک می نامیدند .صنایع دستی قوچان
قوچان به خاطر کتهای پشمی
(پوستین ) فرشهای نمدی و همچنین مهمتر از همه به خاطر فرشهای گلیم که هنوز محدودیت بسیاری در میان روستائیان دارد و به طور سنتی به وسیله کدبانوها در خانواده های کرد بافته می شوند معروف گشته است.هنر در خانواده های عشایر
هنرهای در خانوده های عشایر به طبقه جداگانه تقسیم می شود
: اول بافتن فرش گلیم و دوم اقلام زینتی برای پوشش و لباس .بافت فرش و گلیم
برای تولید فرش و گلیم در منطقه قوچان مراحلی مهمی وجود دارد که یکی از آنها پشم عالی و عاجی رنگ است که از گوسفندان در بهار به دست می آید این گوسفندان در مراتع گسترده و تپه های نزدیک کوه ها به چرا مشغول هستند این پشم ها با نهایت دقت به وسیله نخ ریسی به کاموای پشمی تبدیل می شود که برای بافتن فرش و گلیم از آنها استفاده می شود
.بعد از اینکه این کار انجام شد پشمهای سفید عاجی رنگ را باید با آب تمیز و پاکی از ذوب شدن برفها در فصل بهار به وجود می آید شسته شود همانطور که مشاهده شد این مرحله از لحاظ مکانی نیز بسیار اهمیت دارد و یکی از مراحل مهمی است که کامواهای پشمی باید در رودخانه های بهاری یا نزدیک چشمه های بهاری شسته شوند
. بعد از اینکه کار شستن تمام شد مرحله بعد نخ ریسی پشم ها است که از آن کاموای پشمی به دست می آید که سپس برای رنگرزی به صورت طبیعی آماده می شود .
روناس برای رنگ قرمز، نارنجی و نیلی به کار می رود و گزنه برای رنگ آبی و سماق برای زرد ، مایع به سبز قهوه ای خاکستری ، فندقی ، قهوه ای تیره و روشن به کار می رود و برای رنگ سیاه قره قاط و پیاز برای مایل به سبز زعفرانی ، زرد طلایی و نارنجی و رنگ مسی به کار می رود .
کامواهای پشمی که به وسیله روش گیاهی رنگرزی شده اند بسیار درخشان هستند و رنگشان ثابت باقی می ماند و به آسانی بعد از سالها رنگ خود را از دست نمی دهد و پس از اتمام کار بافت فرش درخشندگی خاصی را از خود نشان می دهد
.طرح های فرش
یک نوع تنوع ایده آل و جالب در طرح ها وجود دارد که برای کسانی که تا به حال این طرح ها را مشاهده نکرده اند جالب است تعداد زیادی طرح و نقش مایه در مناطق کرد نشین وجود دارد که این مناطق الگوهای خاص خود را دارند اما نقش مایه هایی که بیشترین اهمیت را دارند عبارتند از
: طرح جلیلی ، طرح فیلپا ، طرح شیرخورشید ، قابی ، طرح دورخانی ، طرح امام قلی ، طرح بازوبندی و دست آخر طرح بوته جغه .ابعاد و اندازه ها
فرش های کردی در اندازه های متنوع بر اساس سیستم متری بافته می شود که این اندازه در زیر نشان داده شده است
.4/00m × 3/00m, 3/00× 3/00m , 2/50× 3/00m ,2/00 × 2/00m ,1/50× 2/00m ,1/50×1/00
کردهای با استفاده از دارهای چوبی و آهنی که در حالت افقی مستقر می شود فرشهایشان را در اندازه و طرح های مختلف می بافند
. دار قالی افقی به آسانی سرهم و یا جدا می شود و به آنها این امکان را می دهد که در کمترین زمان هنگامی که باید به مکانی دیگری که احتیاج است حرکت کنند دار قالی را مستقر و یا جمع کنند.بافت گلیم در قوچان
گلیم ها در دو طرح مختلف و برای دو منظور و کاربرد مختلف در قوچان بافته می شود از دو نوع طرح موجود یکی نیم الگو و دیگری تمام الگو در اندازه های زیر وجود دارد
.3/00m × 3/00m ,2/00 × 2/00m ,1/50× 2/00m ,1/50×1/00
در زیر نام آنها فهرست شده اند
:فرش یا محلی ها آن را قالی می نامند که برای پوشاندن کف منازل بافته می شود
.ساکهای پشمی بزرگ که محلیها آنها را جوال می نامند و برای حمل وسایل استفاده می شود و به طور سنتی و هنرمندانه ای به وسیله تازه عروسان بافته می شود که چنانکه رسم است یکی از موارد جهیزیه شان به هنگام ازدواج است این اندازه و ابعاد مختص آن است و بسیار محبوب و رایج است
: 1/20 ×0/80کیف غذا یا محلیها آن را توبره می نامند و معمولاً در ابعاد
0/50m × 0/40m ,0/40×0/40 بافته می شود و دراصل از کیف های غذا برای چوپانان که نان و غذا برای چهارپایان حمل می کنند استفاده می شود .ظرف پشمی همچنین برای نگهداری اسباب آشپزخانه و وسایل که در آن قرار دارد به کار می رود
.کیف ابریشمی یا خورجین که برای حمل وسایل بر روی پشت اسب یا الاغ به کار می رود که دو طرف آن آویزان است
.ویژگی های فرشهای کردی
الگوها و نقش مایه های فرش های کردی هندسی و دارای زاویه هایی هستند که فرش های کردی را از دیگر فرش ها در نگاه اول به سادگی قابل تشخیص می کند شکل ها و طرح های اصلی فرش ها به طور ذهنی به وسیله قالی بافان
(نه به صورت طراحی پیش رفته) خلق می شوند .آنها فقط مثل یک نقاش یک نقاشی خیره کننده را بدون هیچ مدنی به تصویر می کشند
.فرشهای کردی دارای مشخصات منحصر به فردی هستند که انعکاس دهنده استعداد و محل تولد قالی باف و تجربیات و اظهار نظر شخصی در ذهن و روح وی است که برجسته تر خود را نشان می دهد اگر چه تا حدودی به طور منطقی گاهی می توانند فاقد یکنواختی در بعضی الگوها باشند که در بعضی موارد الگو متقارن نیست و آن را می توان در دیگر طرح فرش دیدولی با این وجود همه آنها بی نقص نامیده می شود و ذره ای از این حقیقت نمی کاهد که فرش ها و قالی های کردی منحصراً هنرمندانه و زیبا هستند
.نوشته
: احسان افضل زاده نائینی ، شرکت فرش ایرانمترجم
: علی قلیچ زاده
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20:36 توسط علی قلیچ زاده
|

موسيقي مقامي کردهای خراسان يكي از پوياترين انواع موسيقي ايران محسوب ميشود. شمال خراسان داراي يكي از غنيترين و قديميترين فرهنگ موسيقي و يكي از مهمترين پايگاههاي موسيقي کردی به خصوص موسيقي مقامي است. موسيقي مقامي کردهای خراسان نوعي از موسيقي است كه سازها و آوازهای آن منحصر به فرد بوده و سبك خاص خودش را دارد که بسيار ممتاز است. بنا به نظر كارشناسان، فرهنگ غني موسيقي کردهای خراسان با زواياي پيدا و نهان زندگي مردم گره خورده و در آن عشق، اسطوره، عرفان، حماسه، تاريخ، غم، شادي و حتي طنز و فكاهي تبلور عيني دارند. هنرمند حوزه موسيقي کردی در خراسان، با توان و ظرافتي كه درخور طبع نازكانديش اوست، مقصود خود را منتقل ميكند. انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان
"زهره و طاهره"، "دوست محمد و آي جمال"، "كرم و اصليخان"، عشق را روايت ميكنند. "جه جوخان" و "سردار ئه وه ز خان"، حماسه تاريخ ملیت کورد خراسان را مرور ميكنند و سيماي اسطورهاي مردان دلیر، باشهامت ونامآور را به تصوير ميكشند، که بدخواهان حکومتی زمان خویش را در منطقه به زانو کشیده اند. با "تورغه"، "نوايي و هرايي" آرامش، عشق و عرفان تداعي ميشود، و با "لو"، "ئه لێ مه زار" و "ئه لێ ياره"، غم و اندوه گذشته برمردمان کورد این دیار حكايت ميشود. با "لاري لاري"، "چپه راسته" و "چو"(رقص چوب) وجد و شادي به اوج ميرسد.
لوطيهای کورد نيز با نقاليهاي موزيكال، حقايق اجتماع خود را به طنز ميكشند. تنبور و کمانچه درخراسان یکی از سازهای كهن کردی این دیار است. شعرا و عرفاي کورد اين منطقه زبان موسیقی را براي انتقال و بيان مقاصد و احساسات خويش به كار ميبرند.
هجران و فشارهاي تاريخي وارد آمده بر کوردهای خراسان، تاثير مستقيمي بر موسيقي اين خطه داشته، به گونهاي كه در موسيقي اين دیار هم ملودي و اشعار رزمي و حماسي، و هم سوگ آوا و سوگنامه وجود دارد. مقامهايي مانند "اله مزار، دو قرسه، اناركي و هراي" اشاره به قتل و غارت و حوادث پرسوز و گداز در آوارگي کوردها به این منطقه دارد.
البته بسياري از آهنگهايي كه در خراسان، زماني براي سوگ اجرا ميشده، پس از گذشت زمان، آرام آرام تغيير يافته و از آنها به عنوان آهنگهاي شاد و پرهيجان رقص نيز استفاده ميشود. اين مساله ميتواند گوياي اين موضوع باشد كه انواع مختلف موسيقي و از جمله موسيقي و حركات موزون و رقص در ارتباط با شرايط زيست، امور سیاسی حاکم و واقعيتهايي است كه مردم هر منطقه در معرض آنها قرار داشته و یا می گیرند، بهعنوان مثال آهنگهاي "واي واي رشيدخان" كه زماني براي سوگ استفاده ميشده امروز به عنوان يك آهنگ شاد اجرا ميشود.
چگونگي زندگي كردهاي شمال خراسان و کوچ اجباری آنها به این منطقه است كه باعث شده موسيقي و رقصهاي اين خطه داراي پشتوانهاي از رزم و سوگ و ناله باشند. موسيقي كردي شمال خراسان را از طریق تبلیغات خلط دار رسانه های حاکمین در منطقه، گاهأ موسيقي "كرمانجي" نيز ميگويند[( البته کرمانجی یکی از لهجه های زبان بسیارغنی و بغایت شیرین کردی است که کوردها در خراسان، ارومیه و آذربایجان غربی، سوریه، ترکیه، و مناطق بارزان، بادینان(مثل شهرهای دوهوک، زاخو،...) در عراق و همچنین کوردهای منطقه قفقاز، به این لهجه صحبت می کنند]. ملت کورد که بواسطه تبلیغات سوء و شرارتهای حاکمین ظالم در طول تاریخ، شقاوتمندانه مورد انفصال و انشقاق قرار گرفته اند، با هر لهجهء کوردی ( کرمانجی، سورانی، زازاکی، هورامی) که صحبت کنند و درهر دیار که باشد قلب آنان در کنار یکدیگر و برای همدیگر می تپد.
بخشي از موسيقي کردی شمال خراسان، موسيقي كوهپايهاي است كه اين نوع موسيقي توام با فرياد است. در كنار اين موسيقي، موسيقي جلگه و دشت نيز هست كه ملايمتر و درونيتر است.
هنرمندان کورد موسيقي مقامي خراسان معمولأ شامل عاشق ها، بخشيها و لوطيها می باشد.
عاشقها قديميترين هنرمندان کورد خراسان هستند كه سازهاي سورنا، دهل، قشمه، كمانچه، نی و دايره را مينواختهاند و از رقصندگان بزرگ و شهیر کردهای خراسان محسوب ميشوند. بخشيها نوازندگان دوتار، آوازخوان و داستانسرا بودهاند و در روايتي عاميانه، بخشی فردي استثنايي است كه خداوند به او چنین موهبتي بس کاری، موثر و لذت آفرین عطا فرموده است. لوطيها در واقع پيامرسانان جامعه کردی خود بودهاند كه وسيله آنها يك دايره بوده كه آهنگهاي رقص را ميخواندهاند يا مينواختهاند و آنان نيز مانند عاشقها در قديم حق انتقاد داشتهاند و دايم در سفر بودهاند که امروزه نای این بیان را از آنان گرفته اند. لوطيها معمولأ ناقلان اخبار و وقايع تاریخی ملیت خود بوده اند. امروز در شمال خراسان لوطيها كمتر ديده ميشوند و اين گروه تقريبا از بين رفتهاند.
يكي ديگر از ويژگيهاي موسيقي مقامي کردهای خراسان تنوع شگرف آن است كه امتزاج و همسويي آن با موسيقي مقامي دیگر گویشها در شمال خراسان تنوعي كمنظير را در مجموعه موسيقي مقامي ناحيه موجب شده است.
امروزه نيز گاهأ بزرگان و استادان برجسته موسيقي کردی خراسان با لباسهاي محلي خاص خود، در جشنوارهها و برنامههاي استاني و كشوري و شاید خارجي حاضر ميشوند، و طنين فرهنگ بسیار غنی و كهن خود را با نواهاي اصيل کردی كه ميراث گرانبهاي اين منطقه است به گوش همگان ميرسانند. برگزاری جشنواره آواهای کردی و نواهاي موسیقی آنان، توسعه و ترويج اين هنر و حفظ آن را به ارمغان دارد، و همچنین اعزام هنرمندان کورد به جشنوارههاي ديگر استانها، یا کشورها مستوجب آشنایی بیشتر مردم به هنر و هنرنمایی کوردهای خراسان است. خوشبختانه نسل جوان نيز وارد اين حوزه شده كه خود موجب ماندگاري و تداوم موسيقي مقامي کردهای این دیار ميشود. بواسطه مسائل داخل کشوری،آمار دقيقي از افرادي كه در زمينه موسيقي کردی در خراسان فعاليت ميكنند در دست نيست.
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:42 توسط علی قلیچ زاده
|

و ناو واي ژور به نام او که ناظر بر اعمال ماست حرکت تاريخي کرد به خراسان واقع در شرق ايران در زبان کردي نام کرد به معني جنگجو يا مبارز بي رحم است پس از استيلاي اسلام بر شمال خاور ميانه در قرن هفتم ميلادي نام کرد تا کنون براي معرفي مردمان غرب ايران در کوه هاي زاگرس استفاده ميشود . در آغاز قرن شانزدهم امپراتوري ايراني صفويان شيعه مذهب در مقابل امپراتوري عثماني سني مذهب به صورت يک رقيب شکل گرفت و کردها خود را در ميان قلمرو مورد ادعاي پادشاهان صفوي و عثمانيان يافتند دو امپراتوري در محل به نام چالدران در سال 1514 ميلادي با يکديگر وارد جنگ شدند که در آن عثمانيان و شاه صفوي چيره گشتند نتيجه نبرد اين چنين شد که يک مرز ميان دو امپراتوري ايجاد شد و کردها در ميان امپراتوري هاي ترک و فارس تقسيم شدند . قبايل کرد در طي سلسله صفويه در حدود سال 1590 ميلادي به سوي منطقه خراسان حرکت کردند که علت و دليل آن مطلقا سياسي بود . آنها به اين علت به خراسان فرستاده شدند تا از اين ايالت در برابر حمله ازبکان و جنگجويان مغول دفاع کنند . کردها که مردمان قاطع و خاک پرست معرفي شده بودند و عقب راندن جنگجويان و متجاوزان از جايي که متعلق به خودشان بود برايشان کاري طبيعي و معمولي بود در نتيجه سياست پادشاه صفوي بوسيله استفاده از کردها براي محافظت از تماميت ارضي کشورکامل شد. گروه اعمال نفوذ ( لابي ) کردي در جزيره کرد نشين خراسان در حال حاظر در حدود دو ميليون کرد در خراسان واقع در شمال شرقي ايران زندگي ميکنند . آنها عمدا مثل کساني که از سرزمين مادريشان کردستان بزرگ پراکنده گشته اند به دست فراموشي سپرده شده اند . و نيازي به گفتن نيست که نبود امکانات دولتي و فقر و تنگدستي و توسعه نيافتگي بدون هيچ گونه پيشرفتي در منطقه به وضوح به چشم ميخورد . هيچ ارگان سياسي کردي سازمان يافته اي و مراکز آموزشي براي بهبود و مدرنيزه کردن فرهنگ کردي و زبان و مسائل اجتماعي که از اصول اساسي حقوق مدني است وجود ندارد . ثبت نامه هاي کردي براي فرزندانمان که تازه به دنيا آمده اند کاملا ممنوع است و يک نام اسلامي بايد از کتاب اسامي که از قبل در اداره ثبت احوال آماده شده است انتخاب گردد . تماشاي شبکه هاي کردي و ديگر شبکه هاي ماهواره اي نه تنها اکيدا ممنوع است بلکه هليکوپترها نيز در جستجوي ديشهاي ماهواره اي هستند اگر آنتن ماهواره اي توسط سپاه پاسداران و سرويس اطلاعاتي ايران کشف شود آنتن ماهواره مصادره و مالک آن محکوم به شلاق و جريمه نقدي ميشود . همچنين روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان کرد تحت نظارت مستقيم و غير مستقيم مراجع دولتي هستند . رهبران و نويسندگان کرد يا تحت تعقيب قرار دارند و يا مورد توهين و اهانت قرار گرفته اند مانند جناب آقاي کليم الله توحدي نويسنده کرد و تعدادي ديگر زنداني شده اند . تقريبا همه کردها در جزيره کرد نشين خراسان به لهجه کرمانجي يکي از لهجه هاي اصلي زبان کردي سخن ميگويند . شهرهايي که کردها در خراسان در آنها اقامت گزيده اند و تاريخشان به 420 سال پيش بر ميگردد عبارتند از قوچان ، بجنورد ، اسفراين ، شيروان ، چناران ، دره گز ، کلات ، آشخانه ، فاروج ، باجگيران ، مانه و سملقان و همچنين تعداد زيادي از کردها در مشهد که مرکز استان است زندگي ميکنند بيشتر کردها در جزيره کرد نشين خراسان در روستاها زندگي ميکنند که اين خود از فرهنگ کردي محافظت کرده است و زبان کردي بدون آسميله شدن سالم و دست نخورده باقي مانده است که به خاطر اين امر خدا را شاکريم . قوچان يک شهر کرد نشين است با وسعتي در حدود 849/533 کيلومتر مربع که در استان خراسان واقع شده است و از شمال به دره گز و از جنوب به نيشابور و اسفراين و از غرب با شيروان و از شرق با مشهد محدود ميشود قوچان همچنين با کشور ترکمنستان همسايه است ( در کشور ترکمنستان نيز به نوبه خود بيش از 400 هزار کرد در آن سوي مرز زندگي ميکنند ) قوچان از سمت شمال با اين کشور همسايه 75 کيلومتر مرز مشترک دارد . بجنورد در قسمت شمال خراسان قرار دارد و در شمال ايران است شهر بجنورد مساحتي در حدود 114/935 کيلومتر مربع را در بر گرفته است . و همچنين گذر گاه اصلي ارتباط با استان شمال ايران است و از شمال با کشور ترکمنستان همسايه است و داراي 1/97 کيلومتر مرز مشترک با اين کشور است و همچنين از شرق با شيروان و از غرب با استان گلستان از جنوب به شهر هاي اسفراين و گرمه و جاجرم محدود ميشود . بر اساس يافته هاي باستان شناسان و نيز مدارک تاريخي قدمت اين شهر بيش از 500 سال پيش بر ميگردد . نويسنده : بهروز کرمانجي مترجم:علی قلیچ زاده(کاوه بیچرانلو)

+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:11 توسط علی قلیچ زاده
|
